غزل شمارهٔ ۲۶۷۷

سلام علیک ای مقصود هستی

هم از آغاز روز امروز مستی

تویی می واجب آید باده خوردن

تویی بت واجب آید بت پرستی

به دوران تو منسوخ است شیشه

بگردان آن سبوهای دودستی

بیا بشنو حدیث پوست کنده

همه مغزم چو در مغزم نشستی