غزل شمارهٔ ۸۴۵

منه بر دل زار بار جهان را

سبک ساز بر شاخ گل آشیان را

نفس آتشین کن به تسخیر گردون

که آتش کند نرم، پشت کمان را

چو شد زهر عادت، مضرت نبخشد

به مرگ آشنا کن به تدریج جان را

همین است پیغام گلهای رعنا

که یک کاسه کن نوبهار و خزان را