غزل شمارهٔ ۸۴۹

دل زهر نقش گشته ساده مرا

دو جهان از نظر فتاده مرا

زه نگیرد کمان پر زورم

نکشد عقل در قلاده مرا

تا چو مجنون شوم بیابانگرد

می گزد همچو مار، جاده مرا

صبر در مهد خاک چون طفلان

دست بر روی هم نهاده مرا