غزل شمارهٔ ۹۰۲

سبکسری که اسیر هواست همچو حباب

میان بحر ز دریا جداست همچو حباب

لطافت است نقاب محیط بیرنگی

وگرنه آینه ام خوش جلاست همچو حباب

هزار بار اگر بشکند، درست شود

سبوی هر که ز آب بقاست همچو حباب

درین محیط که هر موج مد احسانی است

تلاش باختن سر، بجاست همچو حباب