غزل شمارهٔ ۹۱۱

درون گنبد گردون فتنه بار مخسب

به زیر سایه پل، موسم بهار مخسب

فلک ز کاهکشان تیغ بر کف استاده است

به زیر سایه شمشیر آبدار مخسب

فتاده است زمین پیش پای صرصر مرگ

چو گرد بر سر این فرش مستعار مخسب

ز چار طاق عناصر شکست می بارد

میان چار مخالف به اختیار مخسب