غزل شمارهٔ ۹۲۱

از لعل و گهر گرچه گرانسنگ شود آب

حیف است که آیینه نیرنگ شود آب

در دیده روشن گهران رنگ ندارد

هر چند ز گلزار به صد رنگ شود آب

تیغ تو شد از کشتن عشاق رگ لعل

در کان بدخشان می گلرنگ شود آب

چون در دل شیرین نکند کار، چه حاصل

کز ناله فرهاد دل سنگ شود آب