غزل شمارهٔ ۹۲۹

کوته اندیشی که گل در خوابگاه یار ریخت

یوسف گل پیرهن را در گریبان خار ریخت

هر که رنگ آرزو در سینه افگار ریخت

یوسف گل پیرهن را در گریبان خار ریخت

کرد خط سبز را زلف سیاهش جانشین

وقت رفتن زهر خود را عاقبت این مار ریخت

عاشقان هم بر بساط ناز جولان می کنند

بس که ناز از جلوه آن سرو خوش رفتار ریخت