غزل شمارهٔ ۹۴۴

روزگارم تیره شد خورشید سیمایی کجاست؟

رفت از دستم عنان مژگان گیرایی کجاست؟

نعل من چون آب از هر موجه ای در آتش است

در ریاض آفرینش سرو بالایی کجاست؟

جبهه وا کرده طوطی را به گفتار آورد

شد فراموشم سخن، آیینه سیمایی کجاست؟

داغ مجنون می شود از مهر خاموشی زیاد

در میان این غزالان چشم گویایی کجاست؟