غزل شمارهٔ ۹۵۱

آنچه می دانند ماتم تن پرستان سور ماست

دار، نخل دیگران و رایت منصور ماست

خون شاخ گل به جوش از بلبل پر شور ماست

پایکوبان دار از زور می منصور ماست

ما ز تلخی چون شراب تلخ لذت می بریم

موج دریای حلاوت نشتر زنبور ماست

گر چه اوج لامکان بسیار دور افتاده است

منزل نقل مکان فکرهای دور ماست