غزل شمارهٔ ۹۷۸

از نظرها درد و داغ عشق پنهان خوشترست

جای این گلهای خوشبو در گریبان خوشترست

عشق را گستاخ سازد حسن چون بی پرده شد

سیر گل از رخنه دیوار بستان خوشترست

نیست چشم تنگ را از وصل جز حسرت نصیب

کلبه خود مور را از شکرستان خوشترست

عندلیبی را که از گل با خیال گل خوش است

زیر بال خویش از چتر سلیمان خوشترست