غزل شمارهٔ ۲۶۹۶

مرا در خنده می‌آرد بهاری

مرا سرگشته می‌دارد خماری

مرا در چرخ آورده‌ست ماهی

مرا بی‌یار گردانید یاری

چو تاری گشتم از آواز چنگی

نوایش فاش و پیدا نیست تاری

جهانی چون غباری او برانگیخت

که پنهان شد چو بادی در غباری