غزل شمارهٔ ۲۶۹۸

خداوندا زکات شهریاری

ز من مگذر شتاب ار مهر داری

هلا آهسته‌تر ای برق سوزان

که شد چشمم ز تو ابر بهاری

نمی‌تاند نظر کاندر رکابت

رسد در گرد مرکب از نزاری

عنان درکش پیاده پروری کن

که خورشیدی و عالم بی‌تو تاری