غزل شمارهٔ ۱۰۲۷

از تن خاکی به جد و جهد رستن مشکل است

رشته جان را به زور خود گسستن مشکل است

رستمی باید که بیژن را برون آرد ز چاه

بی کمند جذبه از دنیا گسستن مشکل است

در تنور سرد خودداری نمی آید ز نان

درد و داغ عشق را بر خویش بستن مشکل است

بی دل روشن خداجویی خیال باطلی است

این گهر را با چراغ مرده جستن مشکل است