غزل شمارهٔ ۱۰۶۵

عقل، اجزای وجود خویش باطل کردن است

عشق، این اوراق را شیرازه دل کردن است

جای خود را گرم کردن در سرای عاریت

عکس را در خانه آیینه منزل کردن است

رخنه اندیشه را مسدود کردن عزلت است

ورنه خلوت را ز فکر پوچ محفل کردن است

گر کلیدی هست قفل کعبه مقصود را

دست خود کوته ز دامان وسایل کردن است