غزل شمارهٔ ۱۰۷۲

خرقه آزادگان چشم از جهان پوشیدن است

کسوت این قوم از دستار سر پیچیدن است

سخت رویی می شود سنگ فسان شمشیر را

خاکساری روی دشمن بر زمین مالیدن است

از تهی مغزی است امید گشاد از ماه عید

ناخن تنها برای پشت سر خاریدن است

ما حجاب آلودگان را جرأت پروانه نیست

گرد سر گردیدن ما، گرد دل گردیدن است