غزل شمارهٔ ۲۷۱۲

بیا جانا که امروز آن مایی

کجایی تو کجایی تو کجایی

به فر سایه‌ات چون آفتابیم

همایی تو همایی تو همایی

جهان فانی نماند ز آنک او را

بقایی تو بقایی تو بقایی

چه چنگ اندر تو زد عالم که او را

نوایی تو نوایی تو نوایی