غزل شمارهٔ ۲۷۱۹

مگر تو یوسفان را دلستانی

مگر تو رشک ماه آسمانی

مها از بس عزیزی و لطیفی

غریب این جهان و آن جهانی

روان‌هایی که روز تو شنیدند

به طمع تو گرفته شب گرانی

ز شب رفتن ز چالاکی چه آید

چو ذوالعرشت کند می پاسبانی