غزل شمارهٔ ۱۲۵۴

لاله ای جز داغ در صحرای امکان نیست نیست

سنبل این باغ جز خواب پریشان نیست نیست

دانه خود را به آب رو چو گوهر تازه دار

کز مروت نم به چشم ابر احسان نیست نیست

مزرع امید را در عهد این بی حاصلان

جز تریهای فلک امید باران نیست نیست

پا به دامن کش که در درگاه این بی حاصلان

مد احسانی به غیر از چوب دربان نیست نیست