غزل شمارهٔ ۱۲۹۰

در سر مشکل پسندان نشأه انصاف نیست

ورنه در تعمیر دلها، درد کم از صاف نیست

از جوانان پاکدامانی طمع کردن خطاست

در بهاران آبها در جویباران صاف نیست

دور باش وحشت ما سنگ دارد در بغل

عزلت عنقای ما را احتیاج قاف نیست

نیست بوی آشنا همچون نگاه آشنا

چشم آهوی ختا را نسبتی با ناف نیست