با چراغ سرخ شقایق

مسی به رنگ شفق بودم

زمان ، سیه شدنم آموخت

در امید زدم یک عمر

نه در گشاد و نه پاسخ داد

در دگر زدنم آموخت

چراغ سرخ

شقایق را

رفیق راه سفر کردم

به پیشواز سحر رفتم