خطبه های بهاری

بهار با نفس گرم بادها آمد

زمین ، جوانی ازو جست و آسمان از او

گلوی خشک درخت

چنان فشرده شد از بغض دردناک بلوغ

که برگ ، سر بدر آورد چون

زبانی از او

بنفشه ، بوی سحرگاه خردسالی را

به کوچه های مه آلود بی چراغ آورد

نگاه نرگس همزاد خاکی خورشید