دعایی در ژرفای شب

هان ، ای شب وسیع تر از ابر

در زیر آسمان تو ، یک شاخه ی ستبر

چون گردن بریده ی آهو

اوراد واپسین را می خواند

خون سپید باران

زیر گردن بریده روان است

آه ای نسیم معجزه ی صبح

در این شب شگرف ، رها شو

ای دست کهربایی خورشید