زنی چراغ به دست

زنی چراغ به دست ازسپیده دم آمد

زنی که موی بلندش در آستان طلوع

غبار روشنی سرخ شامگاهان داشت

بر آستانه نشست

ز پشت مردمکش

آفتاب را دیدم

که از درخت فراتر رفت

به روی گونه ی گلرنگ صبح پنجه کشید

نگاه روشن زن