بر گور بوسه ها

زانجا که بوسه های تو آن شب شکفت و ریخت

امروز ، شاخه های کهن سر کشیده اند

نقش ترا که پرتو ماه آفریده بود

خورشید ها ربوده و در برکشیده اند

شب در رسید و ، شعله ی گوگردی شفق

بر گور بوسه ها ی تو افروخت آتشی

خورشید تشنه خواست که نو شد به یاد روز