غزل شمارهٔ ۱۳۰۷

هیچ لب زیر فلک بی ناله جانکاه نیست

تار و پود عالم امکان به غیر از آه نیست

ساده لوحی می کند میدان جولان را وسیع

پیش پای دوربینی یک قدم بی چاه نیست

نیست غافل حسن مغرور از شکست و بست دل

مهر تابان بی خبر از جمع و خرج ماه نیست

بر فقیران سجده شکرش چو مسجد واجب است

هر سرایی را که چون منع در درگاه نیست