خوشه های تلخ

بر کشتزارهای خزان دیده ی افق

هان ، ای خدا !‌ شبان سیه را فرو فرست

تا از مزار گمشدگانت خبر دهند

مرغان باد را همه شب سو به سو فرست

اینک ، غروب روز نبرد است و ، ای دریغ

کز آن سپاهیان دلاور نشانه نیست

آنان به زیر خاک سیه خفته اند و ، مرگ