یاد دوست

بر گور روزهای سیه ، بوته های عشق

پژمرد و غنچه های امید گذشته مرد

در حیرتم هنوز که ایا چگونه بود

آن روزها که مرد و ترا جاودانه برد

خوابی گذر نکرد ، دریغا ، گذر نکرد

در چشم من ، شبان سیه ، بی خیال تو

ای آنکه دل به رنج غریبی سپرده ای