دیگر نمانده هیچ

دیگر نمانده هیچ به جز وحشت سکوت

دیگر نمانده هیچ به جز آرزوی مرگ

خشم است و انتقام فرومانده در نگاه

جسم است و جان کوفته در جستجوی مرگ

تنها شدم ، گریختم از خود ، گریختم

تا شاید این گریختنم زندگی دهد

تنها شدم که مرگ اگر همتی کند