سفرکرده
دیگر در انتظار که باشم ؟
زیرا مرا هوای کسی نیست
روزی گرم هزار هوس بود
امروز ، دیگرم هوسی نیست
زندان من که زندگیم بود
دیوارهای سخت و سیه داشت
جان مرا به خیره تبه کرد
دیگر در انتظار که باشم ؟
زیرا مرا هوای کسی نیست
روزی گرم هزار هوس بود
امروز ، دیگرم هوسی نیست
زندان من که زندگیم بود
دیوارهای سخت و سیه داشت
جان مرا به خیره تبه کرد