چراغی از پس نیزار

تو آن پرنده ی رنگین آسمان بودی

که از دیار غریب آمدی به لانه ی من

چو موج باد که در پرده ی حریر افتد

طنین بال تو پیچید در ترانه ی من

پرت ز نور گریزان صبح ،‌گلگون بود

تنت حرارت خورشید و بوی باران داشت

نسیم بال تو عطر گل ارمغانم کرد