بازگشت

دل آسوده ی من ، لانه پاک کبوتر بود

که چتر شاخساران بر فرازش سایه گستر بود

شبی فریاد خشم آلوده ی طوفان

گریزان کرد از وحشت ، کبوتر بچگانش را

از آن پس ، لانه ویران شد

بهار از او گریزان شد

دهان شبنم آلودش پر از خاک بیابان شد

پر از خاکی که می پوشاند شب ها آسمانش را

تهی شد سینه اش مانند دام خالی صیاد