نه شکوفه ، نه پرنده

ای بینوا درخت

کز یاد آسمان و زمین هر دو رفته ای

ایا در انتظار بهاری مگر هنوز ؟

مرغان برگ های تو ،‌ یک یک پریده اند

ایا خبر ز خویش نداری مگر هنوز ؟

این عنکبوت زرد که خورشید نام اوست

دیگر میان زاویه ی برگ های تو

تاری ز روزهای طلایی نمی تند

دیگر نگین ماه بر انگشت شاخه هات