شعر من و شعر باد

باد مست این شاعر شوریده ی ولگرد

پرسه می زد در خیابان های بی عابر

واژه هایش را میان برگ های ره نشین می جست

واژه ها را از زمین می جست

توده ی الفاظ رنگین را به هم می زد

گاه ،‌ این یک را گزین می کرد

گاه آن یک را قلم می زد

اندک اندک ، شعر شیوایی رقم می زد

شهر ، ساکت بود و باغ آسمان ، خاموش