درختی در اندیشه ی من

از خاک آسمان مه آلود

رویید واژگونه درختی

با شاخه های نقره ای برق

با برگ های سبز ستاره

با میوه ی طلایی خورشید

از قاب تنگ پمجره ، سنگ نگاه من

چون مرغ ، پر کشید

بر شاخ آن درخت کهن خورد

برگ ستاره ها به زمین ریخت