دو ایینه

من ، از تو بهاران

من، از تو با درختان

من ، از تو با نسیم سخن گفتم

من ، از تو دور بودم

من ، بی تو کور بودم

من ، چون تو ، راز شیفتگی را

در تنگنای سینه نهفتم

رازی که خواندنش نتوانستی

رازی که گفتنش نتوانستم