فال

ای بی ستاره مرد

در دست های خالی و خشکت نگاه کن

اینجا کویر گمشده ی بی نشانه ایست

زهدان خاک او تهی از هر جوانه ایست

یک مو درین کویر به جای علف نرست

یک قطره ی عرق خبر از چشمه ای نداد

وین مار پیچ پیچ که جز زهر غم نریخت

خط حیات توست که افسوس بر تو باد

ای بی ستاره مرد