گوماتای آسمان

یک شب ز تخت عرش فرو می کشم ترا

ابلیس ، ای کشنده ی پنهانی خدا

گر در گمان خلق ، تو ابلیس نیستی

من دانم ای خدای پلیدان ، تو کیستی

از دودمان پاک خدایان پیشتر

یک تن هنوز در حرم عرش زنده بود

یک تن که چشم در پی آزار ما نداشت

میلی به سوی فتنه و مرگ و بلا نداشت