در پایان

با ماهی سرخ رنگ لب هایش

در آب پریده رنگ سیمایش

آهسته و بی صدا شنا کردم

از طارمی سیاه و مژگانش

ره سوی در دو چشم او بردم

آن را به هزار حیله وا کردم

در نقب گلوی تشنه اش جستم

سرداب سیاه سینه ی او را