از گهواره تا گور

گهواره ی دو چشم سیاه تو

آرامگاه کودکی من بود

گویی مرا چو در دل شب زادند

در من چراغ عشق تو روشن بود

چون زلف دایه بر رخ من می ریخت

از آن ، نسیم موی تو می آمد

برق نگاه من چو بر او می تافت