تشنگی

در قلب گرمسیر

نیمروز خوش

از آرزوهای آخر اسفند ماه بود

خورشید خنده روی ، پس از گریه های ابر

بر شاخه ها غبار طلایی فشانده بود

باد تر بهار

بوی غبار خشک بیابان تشنه داشت

بازوی شاخه ها

چون بازوان لخت سیاهان زورمند