جام جهان نما

دلی که قدر عزیزان آشنا دانست

چگونه صحبت بیگانگان روا دانست

میان این همه با چون تویی کنار آمد

چرا که جز به تو پرداختن خطا دانست

به شام زلف تو پیوست صبح طالع خویش

که تار موی ترا رشته ی وفا دانست

دل از امید وصال فرشته رویان شست

که عشق روی ترا ایت خدا دانست