فتنه ای در شام

شبی که زلزله تاریخ را مسخر کرد

ستون معرفت قوم بر زمین غلتید

و طاق رفعت اندیشه اش فرود آمد

و گاو ، بال در آورد و بر کتیبه نشست

و نقش آدمیان پایمال حیوان شد

و خط میخی بر جای نعل حیوان رست

شبی که زلزله از کوچه های عقل گذشت

چراغ سرخ خطر راه را بر اونگرفت

و او به وسعت ویرانی آنچنان افزود