شهابی در تاریکی

شب ها که روی بالکن کوچک

سپیدم می غلتم

در چشم آسمان چه سیاه است

گاهی ، ستارگان پرکنده

این پشه های فسفری شب

نیش بلند و نازکشان را

در ریشه های چشمم می کارند

وز زهر نیش این پشگان در من

اندیشه های سرخ ورم کرده