در نور چراغ
این باد
این پنجه ی جادو
این دست شیطانی که از آفاق هول انگیز می اید
با آن سرانگشتان نرم ناپایدارش
اوراق زرین درختان را تواند کند
اوراق زرینی که روزی بر درختان زمردگون
ایات سبز آشنایی بود
در چشم سعدی دفتری از معرفت های خدایی بود
اما چه کس با من تواند گفت