مرثیه ی بهار

نوبهاران کو ، که با خود بوی باران آورد

خرم آن باران که بوی نوبهاران آورد

نونهالان چمن از تشنگی خشکیده اند

زانکه ابری نیست تا یک جرعه باران آورد

نم نم باران اگر خوش بود بر میخوارگان

یادش کنون اشک در چشم خماران آورد

با نسیم نغمه خوان برگی نمی اید به رقص

باد این سامان ، سکون در شاخساران آورد