چراغی در شب دریا

باری به دوش داشتی از دور دست ها

باری پر از غرور و درستی

باری که دسترنج کمال و کلام بود

تصویری می کشیدی بر پرده ی سپید

تصویری از همیشه و هرگز

تصویر ناتمام تو ،‌ نقش تمام بود

افسانه می سرودی با لفظ ناشناس

لفظی نقابدار معانی

بدرود در کلام تو ، عین سلام بود