پلنگ و ماه

تو از دیده رفتی و ، از دل نرفتی

وفای تو نارم ، خداوندگارا

چه غم گر غروری پلنگانه داری ؟

سرت از چنین باده خوش باد ، یارا

چو دیدی که من خانه در ماه دارم

پلنگ غرورت خروشید در تو

برافراشت قامت که بر ماه تازد