همزاد پنهان

مردی که راز آفرینش را

در تیشه ی خارا شکاف خود نهان می دید

مردی که داوود پیمبر را پس از مردن

در مرمری بیجان حیاتی جاودان بخشید

می گفت : ای یاران

تندیس ها در سنگ پنهانند

من ، لایه های زائد بی شکل مرمر را

با ضربه های تیشه ام ،‌ از گرد هر تندیس

بر خاک می ریزم که تا او را عیان سازم