نقطه و خط

در زیر طاق نیلی آن آسمان دور

در شهر یادهای پرکنده ی قدیم

روزی که از دریچه ی تنگ اطاق درس

پل زد به سوی پنجره ی روبرو نسیم

استاد پیر هندسه ، بر تخته سیاه

خطی سفید را

از نقطه ای به نقطه ی دیگر دواند و گفت

کوته ترین رهی که میان دو نقطه هست

چونان پل نسیم ، میان دو پنجره