غزل شمارهٔ ۱۳۵۱

از سر این خاکدان چون گرد می باید گذشت

تا نگردی فرد باطل، فرد می باید گذشت

پیشدستی کن، سر سبزی برون بر از چمن

از دم سرد خزان چون زرد می باید گذشت

گرم بگذر همچو مردان در زمان زندگی

چون ازین هنگامه آخر سرد می باید گذشت

درد بیدردی به جز مردن ندارد چاره ای

از علاج مردم بیدرد می باید گذشت